محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

192

خلد برين ( فارسى )

روز ديگر امير بيك موصلوى تركمان را با سيصد سوار جانفشان بر سر پل محمودى باز داشته مقرر فرمود كه چون سياهى سپاه اوزبك را از دور مشاهده نمايد بلا توقف فرار بر قرار اختيار نموده به موكب ظفر شعار پيوندد تا مخالفان دلير شده بىتفرقه و تشويش از سياه - آبى كه در عرض راه واقع است بگذرند و مركب تعاقب را به مهميز جرأت گرم كرده از شهر دور افتند . از آن جانب چون خان شيبانى معلوم نمود كه اعلام جهان‌ستانى شهريار اقليم‌گشا به صوب مراجعت مرحله‌پيما گرديد به گمان آن كه آن حضرت يكران برق تاز را تا حدود عراق و آذربايجان باز نخواهد كشيد عازم تعاقب جنود سعادت ورود گرديد ، و روز اول بنا بر رعايت حزم و احتياط ، قدم از حصار بند مرو بيرون ننهاده در باب تعاقب سپاه ظفرپناه ابواب مشورت بر روى دولتخواهان خود گشاد . جان وفا ميرزا و قنبربى كه از اعاظم امراى وى بودند عرض نمودند كه اگر دو سه روز ديگر سپر احتياط بر سر كشيم و از حصار امن و اطمينانى كه داريم پاى جرأت بيرون نگذاريم به صلاح وقت و مصلحت دولت ، اقرب و انسب خواهد بود ، چه به قراين معلوم مىگردد كه كوچ كردن قزلباش از راه فريب و تزوير است نه از رهگذر عجز و ناتوانى . خان شيبانى از سخنان ايشان بر آشفته آغاز سفاهت و دشنام نمود و بنا بر عجب و غرورى كه بر وى مستولى بود سخن ناصح مشفق را به گوش قبول نشنود و جان وفا ميرزا و قنبر بى خموشى اختيار نموده مغول خانم زوجهء خان شيبانى زبان صدق بيان گشوده گفت كه شما به كرات كتابات تغيرآميز به اين شهريار جم اقتدار كه اكنون به ظاهر ، راه گريز در پيش دارد نوشتيد و به لافهاى گزاف ، او را به جنگ طلب نموديد و او با لشكرى وامانده و رنجور از راه دور به طاق ابروى لاف گزاف شما به مرو آمد و شما خاك بىناموسى و غبار ادبار بر فرق روزگار خود بيخته قدم جرأت از شهر بيرون ننهاديد و امروز كه از راه ضرورت ، عنان به صوب مراجعت معطوف گردانيده صلاح دولت شما در آن است كه جبن و